ابو الحسن قزوينى
149
فوايد الصفويه ( فارسى )
ماه قندهار بدست آورده ، با اهل و عيال و اطفال به بيشه پرانديشه مازندران فرستاد ، و در آن ديار راه عدم پيمود . اين طبقه خوانين افاغنه غلزه كه چهار نفر مذكورهاند ، قريب سى سال حكومت كردند . آخر الامر بسزاى اعمال و افعال بد خود رسيدند . و مفصل حالات حواله « تاريخ نادرى » و « تاريخ » ميرزا خليل مرعشى صفوى و « تذكره الاحوال » شيخ محمد على حزين و غيره است . مقاله دويم در ذكر افشاريه اول اين طايفه نادر سلطان است . پدرش امام قلى پوستين دوز از ايل قرقلو افشار است . در اوايل حال ، نادر سلطان ، به شتردارى و كرايه كشى اوقات مىگذرانيد . اين طبقه در ابيورد و قلعهء كلات مىنشستند . بعد از آن ( 217 ر ) سوداگران را به غارت بردند . چون نادر را شجاع يافتند تكليف رفاقت خود كردند . نادر نيز از جاده امانت دارى پا در وادى قطاع الطريقى گذارده ، رفته رفته ترقى كرده سردار راهزنان گرديد . در شجاعت بلند آوازه گشت . بابا على بيك رئيس قرقلو ، او را ملازم خود كرد . آخر الامر بابا على رئيس قرقلو كه آثار رشادت و جلادت ازو ديده ، دختر خود را به نكاح او در آورد ، و بعد از فوت بابا على بيك ، نادر رئيس قرقلو گرديد نظر به ملاحظه قرى ايران و حصانت قلعه كلات ، بيشتر از بيشتر پا در وادى قطاع الطريقى نهاده ، به تاخت و تاراج قرى خراسان گشت . هنگاميكه شاه طهماسب ثانى صفوى با فتح على خان قاجار كه اتاليق آن حضرت بود ، بر سر ملك محمود سيستانى آمده ، ملك محمود را در مشهد مقدس محاصره نموده بودند . فتحعلى خان قاجار ، رسولى نزد نادر فرستاده او را به نوكرى پادشاه استمالت فرموده ، از دزدى منع نمود . شيخ محمد على حزين مىنويسد ، كه در مشهد مقدس بودم كه نادريكه ( 218 چ ) سوار به ملازمت پادشاه سرافراز شده بود . ملخص كلام ، نادر سلطان جوانان نامى شجاع را فراهم كرده در ركاب كواكب انتساب شاه طهماسب ثانى جانفشانىها كرد . مهر پادشاه كه در دست فتحعلى خان قاجار بود و نايب السلطنت و امور ملكى و مالى در يد اقتدار فتحعلى